محمد رضا واليزاده معجزى
71
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
غرض امير احمدى از اين دستور روشن شدن حساب طايفه آنها با دولت و گرفتن فاصله از قيطولهاى شيخ على خان و غلامعلى خان بود . ضمنا اين نكته عجيب را هم مىنگارد كه باوجود فاصلهاى كه بين امير احمدى و غلامعلى خان وجود داشت و امير احمدى در انتهاى « 1 » فرصت مناسب بود كه غلامعلى خان و ساير خوانين زينبى را كه با او بودند دستگير و توقيف سازد . مع هذا غالب اوقات غلامعلى خان با مأمورين خلع السلاح كه در ميان ايل بيرانوند بودند تماس و همكارى داشت و همين موقع كه در اسكين اقامت داشت معين نايب نوروز خان شريفى در ميان قيطول او بود و از بيرانوندها اسلحه مىگرفتند و غلامعلى خان در مواقع لازم به او كمك مىكرد . سردار خان و جمعى ديگر توسط حكومت نظامى توقيف شدند از آنجا كه امير احمدى ، خوانين بيرانوند خصوصا شيخ على خان و غلامعلى خان را مسبب اصلى جنگ خونين تنگ زاهدشير مىدانست ، لذا مترصد بود كه به محض آمدن آنها به خرمآباد به جهت ملاقات او توقيفشان كند . ولى آنها هم در كار خود هشيار بوده دورادور خود را دولتخواه و خدمتگزار نيروى غرب معرفى و آمادگى خود را براى هرنوع خدمت اعلام داشته بودند . چون امير احمدى از آمدن آنها بدون قيد و شرط و ضامن مأيوس شده بود بىاندازه عصبانى شده سرهنگ محمود خان فولادى حاكم نظامى را فراخوانده و به او دستور داد كه اشخاصى كه از دوستان نزديك شيخه و مردان و غلامعلى خان و غيره [ مىباشند و ] در شهر سكونت دارند توقيف سازد . اينها عبارت بودند از سردار خان واليزاده كه با مردان و حسين خان و محمد على خان ( ممده ) خالهزاده بود - و چنان ثروت داشت كه ثروت نقدى على مردان خان ( همان مردان ) نزد اين شخص مىباشد و با آن تجارت مىكند - و حاج خير الله و كربلايى غلامشاه و محمد صالح توسلى و شهباز چمقرقى و محمود سياه خياط و عده ديگر . اين اشخاص را فورا حكومت نظامى توقيف كرده و در خانه موسوم به « ميرزا سيد رضايى » واقع در كنار ميدان پشت بازار پيش جمعى كدخدايان بيرانوند زندانى كردند . درخصوص توقيف سردار خان سخن بسيار گفته شده بعضى [ نام ] او را جزو ليستى كه حاوى نام مسببين خرابى و هرجومرج لرستان بوده و در تهران تنظيم شده دانستهاند ؛ عدهاى مىگويند معين السلطنه و يك نفر ديگر امير احمدى را تحريك كردهاند ؛ برخى مىگويند سادات بروجرد از او نزد فرمانده قوا شكايت كردهاند . هرچه بوده واقعيت آن به درستى معلوم نشده و قضاوتش مشكل است .
--> ( 1 ) . انتهاز : فرصت يافتن .